بسم رب الشهداء و الصدیقین
 
زندگی نامه ، عکس ، خاطراتی و... در مورد شهید حاج قباد شمس الدین

مراسم تشییع پیکر شاه نسا شمس الدینی همسر شهید قباد شمس الدینی در روستای زمین انجیر از توابع شهرستان رابر برگزار شد.

پیکرهمسر گرانقدر شهید قباد شمس الدینی از مقابل منزلش ۲۶ اردیبهشت ماه با حضور مدیر کل بنیاد استان ، خانواده های معظم شهدا و ایثارگران، مسئولان، رئیس و کارکنان بنیاد رابر و مردم قدرشناس تشییع و در گلزار مطهر شهداء این روستا به خاک سپرده شد.

نشان دولتی درجه سه ایثار از طرف هیئت دولت در سال۹۲ به شاه نسا شمس الدینی همسر شهید قباد شمس الدینی اعطا شد

همسر شهیدهفت فرزند دارد که ۴ فرزند آن پزشک می باشد، همسر شهیدقباد شمس الدینی با گذشت چندهفته ازحادثه تصادفش و پیدا شدن لکه خونی در ریه به دیار باقی شتافت.

شهید قباد، عید نوروز سال ۱۳۰۸ ه.ش در آبادی روسکین از توابع شهرستان رابر در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود, پدرش علیار از افراد معتمد طایفه و مادرش کنیز دختر ملایوسف سر کلانتر ایل لری “در استان کرمان” بود.

قباد از اوایل دهه چهل هجری شمسی با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب، به کانون فعالیتهای ضد رژیم شاه در منطقه ی بافت و رابر تبدیل شد.عزاداری ایام محرم بخصوص مراسم روزهای تاسوعا و عاشورا که در منزل حاج عبدالحمید برادر بزرگترقباد برگزار می شد.معمولا به واسطه ی روشنگری های قباد از کنترل مامورین شاه خارج می گردید.

با تبعید آیت الله طالقانی به شهر بافت، فعالیتهای مبارزاتی حاج قباد با راهنمایی ایشان وارد مرحله ی جدیدی شدو سازمان یافته تر از پیش ادامه یافت.

قباد در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، از پرو پا قرص ترین یاران امام (ره) بود, روحانی که هر ساله، ماه مبارک رمضان و ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان از قم به منطقه می آمد می گفت اسم سلمان برای شخصیت قباد زیبنده تر است از آن موقع دوستان به او سلمان می گفتند.با شروع جنگ تحمیلی همپای جوانان تا رسیدن به آرزوی دیرینه اش شهــادت، پیش رفت، سردار جبهه ها, فرمانده لشکر ثارالله , حاج قاسم سلیمانی، قباد را مسلم ابن عوسجه لشکر می نامیدند.

قباد سرانجام در سحرگاه ۲۲بهمن سال ۱۳۶۴ در جریان عملیات والفجر۸ در منطقه ی عملیاتی فاو عراق, هم پرواز ملائک شد.

بخشی‌هایی از وصییت نامه سردار شهید قباد شمس الدینی

ای مردم، هر کس از شما پیش امام خمینی رفت، از بابت من به او سلام برسانید. به او بگویید تا آخرین قطره خون از تو بر نمی گردم، ولی تو را به جدت قسم، از خدا به خواه از تقصیر من بگذرد.

***

بارالها خودت می دانی نمی خواهم مقامی در سپاه یا بسیج بگیرم! فقط در راه تو برخواسته ام و اهل و عیالم را به تو سپرده ام.

بارالها تو را به حق اسما خودت سوگند، فردای قیامت مرا در صف یاران حقیقی امام خمینی قرار بده.

بار خدایا، به نوح دستور دادی کشتی بساز، می توانستی بدون کشتی هم او را نجات دهی.

به نمرود قدرت دادی تا ابراهیم را به آتش بیاندازد و به آتش گفتی برای خلیل من سرد و سالم شو.

به ابراهیم گفتی سر اسماعیل را ببرد و به کارد دستور دادی نبرد.

یونس را انداختی در دریا و به ماهی دستور دادی چهل شبانه روز چیزی نخورد، پیامبر من در شکمت است.

وقتی شمر لعنتی می خواست سر امام حسین(ع) را ببرد، به کارد دستور ندادی نبرد، که حسین بهترین مخلوقات تو بود.

امروز هم هر کس را بخواهی شهادت نصیبش می شود، هرکس را بخواهی از این همه تیر و ترکش و موشک‌های صدام در امان می ماند، همه کاره تویی.

خدایا شهادت در راهت را … .

منبع خبر: صبح رابر


نوشته شده در تاريخ ۱۳٩٤/٢/٢٧ توسط پورشمس الدین محمدعلی
طراح قالب : { معبرسايبري فندرسک}